عمار قدس

مرکز انتشار مقالات : محسن مشتاق

عمار قدس

مرکز انتشار مقالات : محسن مشتاق

عمار قدس

مقالاتی که نام مراکز یا افراد در ماقبل مقدمه آن ذکر شده است،مربوط به اینجانب نمی باشد و بعلت کیفیت پژوهه،آن را نشر یا بازنشر نموده ام.

بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان
Instagram
پیوندها

معرفت شناسیِ آینده اندیشی

پنجشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۱۰ ب.ظ
حوزه پژوهشی نسبتاً نو پدیدی است که قلمرو آن همه عرصه های معرفت نظری و تکاپوهای علمی آدمی را درمی نوردد و نتایج حاصل از آن می تواند تأثیرات گسترده ای در هر یک از این عرصه ها داشته باشد.آینده اندیشان، در هر عرصه ای که به فعالیت اشتغال دارند، با ابتنا به این آموزه که «آن چه قابل تصور است امکان پذیر است» می کوشند از میان همه امکانات موجود در عالم، تا آن جا که قوه تخیل خلاقشان اجازه می دهد، شمار هرچه بیشتری را متصور سازند و آن گاه از میان این حالات ممکن، آینده های محتمل را مشخص سازند و سپس از میان این احتمالات، مطلوب ترین ها را توصیه کنند.از دیدگاه معرفت شناسی یکی از مهم ترین و سرنوشت ساز ترین پرسش هایی که درخصوص این حوزه پژوهشی مطرح می شود، آن است که: آیا آینده اندیشی یک علم (science) ، در معنای جدید این واژه در فلسفه علم، به شمار می آید؟ یعنی آیا یافته های این حوزه، مجموعه ای از حدس ها و ابطال هاست که به قصد شناخت واقعیت عینی ساخته و پرداخته می شود و به همین اعتبار در برخورد با این واقعیت، بالقوه قابل ابطال شدن است؟ یا آنکه دعاوی مطرح شده در این حوزه، نوعی تمنای محال و سودای خام است که در قالب آرزوهای فرافکنده شده به آینده تجلی می یابد؟اهمیت این پرسش در آن است که تنها در صورتی که بتوان از شأن معرفت بخشی آینده اندیشی دفاع کرد، می توان برای آن موقعیتی به منزله یک علم تجربی در میان دیگر علوم، قائل شد. در عین حال از آن جا که کسب معرفت دقیق به پیرامون، با بقای آدمی ارتباطی وثیق دارد و از آن جا که آدمی اساساً بر مبنای انتظاراتش از آینده، فعالیت های خود را تنظیم می کند، احراز جنبه معرفت بخشی برای آینده اندیشی، اهمیت و ضرورت این رشته را بیش از پیش تثبیت خواهد کرد، در حالی که فقدان جنبه معرفت بخشی، منزلت این حوزه را تا حد نوعی ادبیات تخیلی تنزل خواهد داد.مقصود از معرفت در این متن، معرفت شخصی یا ذهنی نیست، بلکه معرفتی است که به نحو عینی، یا لااقل بین الاذهانی، میان افراد قابل دسترس و سنجش و نقد و ارزیابی است. این نوع معرفت، در عین حال از خاصیت انباشت و اضافه شدن و نیز رشد (به معنای حذف خطا و بهبود محتوا) برخوردار است.اما آینده اندیشی ظاهراً در احراز شأن معرفت بخشی با مشکلی اساسی روبه روست. فلاسفه از قدیم الایام کوشیده اند تا برای معرفت، به تعبیری که ذکر شد، تعریفی دقیق عرضه کنند.اکنون هرچند تعاریف ظاهراً متفاوتی برای این مفهوم اساسی پیشنهاد شده، اما این تفاوت ها چنان نیست که امکان دستیابی به فهم مشترک را درباره مفهوم اساسی «معرفت» سلب کند. با این حال، همه این تعاریف، به شرحی که خواهد آمد، برای آینده اندیشی ظاهراً مشکل افزا هستند.افلاطون در حدود ۲۵۰۰ سال پیش معرفت را «باور صادق موجّه» تعریف کرد و این تعریف از سوی شمار کثیری از متفکران در طی قرن ها عیناً پذیرفته شد. در قرن بیستم کسانی، با مطرح ساختن نمونه های نقضی، نشان دادند که تعریف افلاطونی از معرفت، جامع و مانع نیست.در برابر تعریف بالا، گروهی از فلاسفه تعریف بدیلی را به صورت «باور صادق کسب شده از مجاری قابل اعتماد» پیشنهاد کردند و گروهی دیگر ، آن را مجموعه ای از حدس ها و فرض ها اعلام داشتند که در هر زمان به قصد بازنمودن واقعیت و ارائه گزاره های صادق از واقعیت، مطرح شده اند و در برابر تلاش های سختکوشانه ما برای ابطال، سرسختانه مقاومت کرده اند.آینده اندیشی در مقام علمی که هدفش کسب معرفت اصیل است، در برابر هر یک از این تعاریف با مشکلاتی جدی روبه روست. از آن جا که از یک سو آینده هنوز تحقق نیافته و از سوی دیگر صدق گزاره های ما در گرو انطباق با واقع است، شأن واقع نماییِ گزارش های آینده اندیشی و گزاره های این حوزه پژوهشی در هاله ای از ابهام قرار می گیرد، اما عدم تحقق آینده، تنها مشکلی نیست که این حوزه، از یک دیدگاه معرفت شناسانه با آن روبه رو است.آینده اندیشی، به یک اعتبار دقیق، یک «علم ترکیبی» hybrid » است که از دو مؤلفه متمایز توصیفی و تجویزی تشکیل شده. هر یک از این دو مؤلفه به نحوی متفاوت از دیگری با «واقعیت» ارتباط برقرار می کنند و هر یک از نحوه های برقراری ارتباط، مشکل معرفتی خاصی را برای آینده اندیشی پدید می آورد.در قلمرو«توصیف »، دانشمند آینده اندیش (در هر حوزه ای که بنا بر تخصص خود در آن سرگرم فعالیت است) همچون دیگر محققان در همه شعبه های علوم جدید، با استناد به شرایط اولیه زمان حال و شرایط حدی و مرزیِ مربوط به زیست محیط و با تکیه به نظریه هایی که در قلمرو فعالیت خویش اختیار دارد و یا ابداع می کند، چنانکه گفته شد، ابتدا به توصیف آینده های ممکن الوقوع Possible Futures اقدام می ورزد و آن گاه از میان این آینده های ممکن الوقوع، محتمل ترین آنها را، با بهره گیری از انواع روش های کمی و کیفی، مشخص می سازد.از جمله این روش ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

سناریو نویسی، مدل سازی، درخت های تصمیم گیری decision trees، شبیه سازی simulation، بررسی روندها trend exploratio، روش دلفی، پیش نگری forecasting، تحلیل شکلی morphological analysis و منطق موقعیت situational و نظایر آن.(۲)

مشکل مربوط به گزاره های ناظر به آینده درخصوص این بخش از آینده اندیشی مطرح می شود. اما از آن جا که پیش بینی روندهای آینده بر مبنای اطلاعات موجود و یا با بهره گیری از قوانین و نظریه های کلی، امری است که در همه علوم تجربی رواج دارد، آن دسته از گزاره های آینده اندیشانه که وظیفه ای کم وبیش مشابه را در قلمروهای مختلف آینده اندیشی بر عهده دارند، از حیث معرفت بخشی، مشمول همین حکم کلی خواهند بود و واجد ارزش صدق به شمار می آیند. از این گذشته، به شرحی که در انتهای این یادداشت خواهد آمد، می توان برخوردار بودن این نوع گزاره ها را از ارزش صدق به نحوی دیگر نیز توضیح داد.در قلمرو «تجویز»، دانشمند آینده اندیش می کوشد با توجه به محتمل ترین روندهایی که شناسایی کرده، شرایط و راهکارهایی را برای تحقق مطلوب ترین آنها توصیه کند. در این حال گزاره هایی که از جانب دانشمند آینده اندیش پیشنهاد می شوند، جنبه توصیفی نخواهند داشت، بلکه در قالب تجویزهایی که رابطه میان اهداف و وسایل را بازگو می کنند، ظاهر می شوند.پرسش مهمی که در این جا مطرح می شود این است که آیا گزاره های تجویزی آینده اندیشی می توانند معرفت بخش باشند یا آنکه این قبیل گزاره ها به دلیل ماهیت تجویزی، اساساً مشمول صدق و کذب واقع نمی شوند.اگر نتوان برای بخش تجویزیِ آینده شناسی، ارزش صدق قائل شد، شأن معرفت بخشی و علمی بودن این رشته نوپدید از میان خواهد رفت و قابلیت آن به حد برخی توصیه های بعضاً بصیرت بخش تنزل خواهد یافت.خوشبختانه فیلسوفان تحلیلی در زمینه گزاره های تجویزی و ارزش صدق آنها تحقیقات گسترده و دقیقی انجام داده اند و مشخص ساخته اند که می توان برای برخی از گزاره های تجویزی، که از آنها با عنوان تجویزها یا هنجارهای فنی technical norms یاد می کنند، ارزش صدق درنظر گرفت.این قبیل تجویزها، برخلاف تجویزها یا هنجارهای تنجیزی categorical norms، تجویز را به صورت شرطی و در قالب فرمول ذیل به انجام می رسانند(۳):

۱. اگر قصد دست یابی به نتیجه R را دارید و یا باورتان این است که در شرایط C واقع هستید، اقدام A را انجام دهید.

قضیه بالا صادق است، اگر انجام عمل A در شرایط C، شرط لازم یا ضروری a necessary condition (و یا در یک حالت ضعیف تر، شرط احتمالی کافی ( a probable sufficient condition) تحقق R باشد.

برای نشان دادن صدق گزاره بالا باید نشان داد که

۲. عمل A در شرایط C علت تحقق وقوع R است.

صدق گزاره شرطی اول و گزاره توصیفی دوم را می توان در فضای ممکنی که به وسیله یک مدل مناسب توصیف می شود و با فرض های مناسبی که با دقت مشخص شده اند، تقریب خوبی از جهان واقعی به شمار می آید، بررسی کرد. در این نوع بررسی و ارزیابی، از نظریه های علمی که در هر یک از حوزه های مورد توجه آینده اندیشی کاربرد دارد، و یا روش های تقریبی ریاضی و شیوه ها و داده های تجربی، استفاده به عمل می شود. این نوع رهیافتِ متکی به مدل theoretic approach در عین حال، به شیوه ای که فیلسوفان رئالیست توضیح می دهند، می تواند ارزش صدق گزاره های توصیفی مربوط به بخش اول آینده اندیشی (آینده های امکانی و احتمالی) را تضمین کند.این رویکرد از یکسو عینیت رهیافت های آینده اندیشانه را تضمین می کند و جایگاه دستاوردهای این حوزه پژوهشی را در میان دیگر رشته های علمی استوار می سازد و از سوی دیگر جنبه های تجویزی آینده اندیشی را، که در عمل به این حوزه علمی صبغه نوعی «علم طراحی واقعیت» design science اعطا می کند، محفوظ نگاه می دارد.براساس آنچه گفته آمد، هرچند آینده اندیشی هنوز، در مقام یک فعالیت پژوهشی، بیشتر به یک برنامه تحقیقاتی شبیه است تا یک رشته علمی تمام عیار، اما چشم انداز آینده برای رشد و تکامل این حوزه و تبدل آن به یک علم جا افتاده، روشن است و از دیدگاه معرفت شناسانه محدودیتی در این زمینه برای آن وجود ندارد.

پی نوشت ها

۱. نظیر این تنوع نام گذاری را در دیگر زبان ها، از جمله انگلیسی، نیز می توان مشاهده کرد. در انگلیسی نیز علاوه بر futures studies از واژه هایfuturology, futures research, prospective research, foresight و امثال آن برای نامیدن این رشته استفاده می شود.

۲. در مورد روش های آینده اندیشی از جمله بنگرید به:

Emilio Fontela, "Bridging the gap between scenarios and models", Foresight, Vol.2, no.1, 2000.

James Ogilvy, Creating Bette futures: Scenario Planning as a Tool for a Better Tomorrow, Oxford University Press, 2002.

علی پایا،«ابهام زدایی از منطق موقعیت»، نامه علوم اجتماعی (نشریه دانشکده علوم اجتماعی)، شماره های۲۲و۱۳۸۲،۲۳.

۳. در خصوص مباحث مربوط به«گزاره های بیانگر هنجارها و تجویزها» نگاه کنید به:

Von Wright, Norm and Action, London, Routledge, 1963.

Ilkka Niinuluoto, "Futures Studies: Science or Art?" Futures, Vol. 33, 2001

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی